تبلیغات
اهل حق - نورعلی الهی و ادعای الوهیت



سلام دوستان گرامی باز هم بحث دونادون و یا به قول بعضی ها تناسخ ، بدون مقدمه وارد موضوع میشم فقط بخونید و قضاوت کنید که بعضی از انسانها به کجا میرسن که در برابر خدا قرار می گیرن و ادعای خدایی میکنن که نورعلی الهی یه نمونه از این انسانهاست که ... ( تمامی این مطالب که نوشته شده اند برگرفته از کتاب آثار الحق نوشته بهرام الهی پسر نورعلی الهی که گفته های پدرش رو جمع آوری کرده و اگه القابی از قبیل حضرت استاد استفاده شده به این دلیله که خواستیم عین جمله رو ذکر کنیم )
حضرت استاد راجع به خودشان فرمودند : ما اگر این دفعه رفتیم دیگر سوار مرکب خاکی بشری نمی شوم ، گنجشک می شوم اما دیگر بشر خاکی نمی شوم .       آثار الحق – ص 682 – گ
( مکتبی ها به نورعلی الهی حضرت استاد می گویند )


2024

در تاریخ 21 ربیع الاول 1313ه ق به دنیا آمدم . به قرینه تولد دومم یعنی مردن و زنده شدن مجددم در مرقد حضرت سلطان ، از لحاظ روز و ماه ... با تاریخ تولد اول مطابقت دارد . حضرت علی در 13 رجب و در خانه خدا به دنیا آمدند و تمام صدماتی که دیدند برای همین بود که در 13 به دنیا آمده بودند . من هم در خانه ی خدا ( مرقد حضرت سلطان ) به دنیا آمدم و تمام صدماتی که می بینم از این نظر است که در 1313 ه ق به دنیا آمدم . زندگی من و علی طابق النعل بالنعل یکی است       همان – ص 597 – گ 1863

عمویم میرزا حبیب ، گاوی خریده بود و پسرکی گاوچران آورده بود . شبی پدرم در خواب می بیند که آن گاوی به صورت انسانی آمده و نزد ایشان دادخواهی و التماس می کند که « بگویید به میرزا حبیب ، محض رضای خدا مرا قربانی کند تا از دست این پسرک گاوچران خلاص شوم » . پدرم در عالم خواب علت را می پرسد جواب می دهد « شب که می شود این پسرک در طویله را از داخل می بندد و تا آنجا که نیرو دارد مرا با چوب کتک می زند » پس از تحقیق مشخص شد که این گاو در زندگی قبلی اش درویش « . . . » نامی بوده که پس از مرگ برادرش ، زن خود را طلاق می دهد و با بیوه برادرش ازدواج می کند . این زن هم از شوهر متوفایش پسری داشته که برادر زاده درویش « . . . » محسوب می شود . گویا درویش « . . . » تا زمانی که در حیات بوده با این پسرک بد رفتاری می کرده است . بعد از آنکه می میرد ... مقرر می شود که گاو شود و زیر دست برادر زاده اش بیفتد . وقتی از اون پسر پرسیدند که چرا این گاو را اذیت می کنی جواب داد خودم هم نمی دانم چرا ، ولی به محض اینکه چشمم به این گاو می افتد مثل این است که با او پدر کشتگی دارم و دلم می خواهد که او را بزنم و آزار دهم . طبق دستور پدرم ، میرزا حبیب بلافاصله آن گاو را قربانی کرد وخلاصش کرد .         همان – ص 599 – گ 1870

کلید سیر کمال همان « دونادون » است . افلاطون خواست رمز این کلید را باز کند ولی به علت اشتباهاتی که کرد تبدیل به تناسخ شد .           همان – ص 264 – گ 890

از استاد سوال شد آیا می توانید تاریخ مرگ را تغییر دهید ؟ فرمود « بله می توانم ، البته نه اینکه در امر خداوند دخالت کنم بلکه با مصلحت او مطابقت می دهم »

سوال شد : آیا در برزخ هم ارواح را راهنمایی می کنید ؟ فرمود « بله ، نه به صورت ماموریت بلکه اگر بخواهم »

سوال شد : آیا روح شما قبلا ایرانی بوده ؟ فرمود « بله ایرانی هم بوده ، جاهای دیگر هم بوده               آثار الحق - جلد 2 – ص 37 – گ 110

ادامه دارد...






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 4 اسفند 1389 | توسط : عارف
نمایش نظرات 1 تا 30