تبلیغات
اهل حق - نور علی الهی و ابداع مسلک
دعوای سادات اهل حق با مکتبی ها

چرا  نورعلی الهی در اواخر عمر مسلک جدیدی را ابداع کرد ؟ !
چرا این مسلک به مزاج دیگر فرق اهل حق خوش نیامد ؟  !
کدام یک از این فرقه ها برتر و بالاتر هستند ؟  !
آیا مکتبی ها خود را اهل حق می دانند ؟ !
آیا هنوز مکتبی ها به مسائل اعتقادی اهل حق عمل می کنند ؟ !



درک صحیح این موضوع محتاج ذکر چند مقدمه می باشد :

1 - شناخت خاندانهای فرقه اهل حق           2 - شناخت شخصیت نورعلی الهی               شناخت خاندان ها و دودمان ها :  جامعه ی اهل حق متشکل از سه دوره و یا هسته می باشد           1- هسته ی اولیه                  2 - هسته ی میانی                   3 - هسته ی متأخر

هسته ی اولیه : این هسته به دستور سلطان اسحاق تشکیل شده است که بنیامین به عنوان پیر و داوود به عنوان دلیل انتخاب شده اند .
هسته ی میانی : همانطور که گفته شد این هسته متشکل از هفت خاندان می باشد که به اختصار در مورد هر یک از آنها توضیحی خواهیم داد :
1
- خاندان شاه ابراهیمی : این فرقه برگرفته از شاه ابراهیم است که در سده ی هشتم به دنیا آمد . ایشان فرزند محمد گوره سوار و خاتون زینب دختر میر خسرو لرستانی می باشد که به دستور سلطان برای امر تبلیغ به عراق سفر می کند و در بغداد فوت می شود و در همان جا به خاک سپرده می شود به همین دلیل بعضی افراد این فرقه مدعی هستند که اهل حق های منطقه ی مندلی و خانقین عراق که به نام کاکائیه مشهورند وابسته به این خاندان می باشند .
2 - خاندان خاموشی : این خاندان منسوب به سید اکابر ملقب به خاموش بوده که سید اکابر فرزند سید علی و سید علی فرزند سید ابوالوفا می باشد ، سید اکابر در سده ی نهم هجری متولد گردیده است . این خاندان در نقاط مختلف ایران پراکنده هستند ولی عمدتا در استان کرمانشاه ( صحنه و کرند غرب ) معروف به « خاموشی » و در استان لرستان ( کوهدشت و نورآباد ) معروف به « بوالوفایی » می باشند . در لرستان افراد منسوب به سید ابوالوفا مردمانی متدین بوده و معتقدند سید ابوالوفا از سادات امامی است و هم اکنون مقبره ی ایشان در منطقه کوهدشت می باشد ( سید ابوالوفا جزء هفتوان بوده و نوادگان ایشان دو دسته هستند 1 - سادات شیعه ی امامی 2 - سادات اهل حق )

3 - خاندان سید مصطفی : ایشان نیز جزء هفتوان بوده که در قرن هشتم متولد و در منطقه ی « اورامانات » فوت نموده است .
4 - خاندان بابا یادگاری : این خاندان منسوب به بابا یادگار بوده که نحوه ی تولد او نیز همچون بقیه ی رهبران این فرقه به طریق خاصی بوده است . بابا یادگار جزء هفت تن و در قرن هشتم متولد شده است .
نحوه ی تولد بابا یادگار طبق نوشته های منسوب به این فرقه به این طریق بوده که روزی بین سلطان اسحاق و پیر میکائیل مصالحه ای صورت می گیرد و میکائیل دختر خود را به نام « دادا ساری » به عنوان خدمه به سلطان می بخشد ، سلطان چوب عصایی که در دست شاه ابراهیم است ( شاه ابراهیم طفل بود است ) می گیرد و به پیر اسمائیل کوران می دهد تا آن را در باغ نهال کند ، آن عصا سبز می شود و از آن اناری به وجود می آید که آن را به حضور سلطان می برند و در پردیور جمع می شوند ( پردیور نام کوه و منطقه ای است که جایگاه اصلی سلطان بوده است ) که البته این اولین جمع شدن بوده است ، سلطان به بنیامین امر می کند که انار را دعا دهد ، بنیامین عذر می آورد و سید گوره سوار فرزند ارشد سلطان دعای نیاز را می خواند و انار در جمع تقسیم می شود . 
پس از خاتمه جمع داداساری که آنجا را جاروب می کند یک دانه انار که بر زمین افتاده بر می دارد و می خورد که بعد از مدتی حامله می شود که ابتدا مردم گمان بد به این خادمه می برنداما در وضع حمل از راه دهان طفلی متولد می شود که بعد از سه روز سلطان طفل را به داوود ( داوت ) سپرد تا در شراره ی آتش تنور بگذارد و مردم معجزه مشاهده می کنند ، این طفل به عنوان یکی از یاران حقیقی سلطان و صاحب ذات اصلی است و بعدها به امر سلطان به دالاهو می رود تا یاران را روشن نماید ( دالاهو نام کوهی است در غرب کشور که البته جدیدن نام یک شهرستان نیز قرار گرفته است . بابا یادگار متاهل نشده و لذا دو نفر از مریدانش به نام های « خیال » و « وصال » برای جانشینی خود انتخاب می کند و سادات این خاندان از نسل این دو نفر بوده و هیچ ارتباط نسبی یا سببی با بابا یادگار و یا سلطان اسحاق ندارند بنابراین سید بودن آنها الحاقی است
5 - خاندان عالی قلندر : این خاندان منسوب عالی قلندر می باشد ، طبق نوشته های منسوب به این فرقه ایشان در قرن هشتم در منطقه ی دالاهو ( گوران و قلخانی ) متولد شده که به ده شیخان نزد سلطان رفته و کسب فیض نموده و به امر سلطان برای تبلیغ به بغداد رفته و در آنجا شده است . عالی قلندر نیز همچون بابا یادگار اولاد نداشته و سلطان طبق مصلحتی دو نفر از مریدان ایشان را به نام های « دده علی » و « دده حسین » به جانشینی او منصوب می کند .
این خاندان در غرب کشور زندگی می کنند و قبر عالی قلندر در روستای اولاد قباد از توابع کوهدشت استان لرستان بوده اگر چه در کوه های دالاهو نیز قبری منسوب به ایشان وجود دارد
6 - خاندان میر سور : این خاندان منسوب به میر سور از هفتوانه است که نام سید میر احمد ملقب به میر سور فرزند شیخ عیسی و برادر سلطان اسحاق می باشد که در اواخر قرن هفتم در روستای برزنجه از توابع شهر زور کردستان عراق متولد شده و در میان کوه های اورامان فوت کرده است
7 - خاندان باویسی یا بو عیسی : باویسی نیز جزء هفتوان بوده و می نویسند در اواخر قرن هشتم در اورامان از دنیا رفته است .
هسته متاخر : این خاندان متشکل از چهار خاندان می باشد
1 - خاندان ذوالنوری : این خاندان در استان کرمانشاه ( صحنه و کرند ) و استان لرستان ( کوهدشت و نورآباد ) شهرت دارد .
ذوالنور قلندر در اواخر سده ی نهم هجری در لرستان متولد شده و به خاطر کشف و کرامات جمع کثیری به او ملحق شده اند ، او نیز همچون بابا یادگار و عالی قلندر زن و فرزند نداشت . در این شاخه خوردن گوشت خروس ممنوع شده است زیرا طبق نامه ی سرانجام ( نسخه ی خطی نامه ی سر انجام کاکایی ص 29 ) بنیامین در خروس حلول کرده بدین جهت خروس مقدس بوده و نباید گوشت آن را خورد .
اگر چه افرادی که در کوهدشت به این نام معروف هستند همگی از شیعیان بوده و ارتباطی با اهل حق نداشته و پایبند به آداب این مسلک نیستند .
2 - خاندان شاه حیاسی : این خاندان منسوب به شاه ایاز بوده ، طبق نوشته های منسوب به این فرقه ( برهان الحق ص 68 ) در 1125 هجری در خانه ی شیخ علی بساکانی متولد و از همان دوره ی جوانی خود را مظهر الوهیت خوانده و عده ی زیادی به او گرویده اند و سپس خاندانی به نام خود تشکیل داده است .
3 - خاندان آتش بیگی : منسوب به آتش بیگ ( خان آتش ) فرزند محمد بیگ که در سده ی یازدهم هجری در لرستان متولد شده است و همراه با برادران و خواهرش که مظهر فرشتگان چهارگانه بودند به نام های جمشید بیگ ، ابدال بیگ ، الماس بیگ و پری خانم خاندانی را تشکیل دادند .
مسند نشین این خاندان آتش بیگ بوده و قبر ایشان در روستایی به نام « گره بان » در حوالی هرسین استان کرمانشاه می باشد . این خاندان اخیرا خود را مقید به نماز ، روزه ، طهارت و ... می دانند . در حال حاضر مسئولیت این فرقه بر عهده ی سید سام الدین می باشد .
4 - خاندان حیدری : این خاندان منسوب به سید حیدر فرزند سید منصور ملقب به سید براکه که در سال 1210 هجری در گوران کرند ( روستای توت شامی ) متولد و در سال 1280کشته شده است و در حال حاضر مسئولیت این فرقه بر عهده ی سید نصر الدین حیدری می باشد .
دراویش جیحون آبادی ( مکتبی ها ) : این خاندان در قرن معاصر توسط شخصی به نام فتح الله جیحون آبادی ( نور علی الهی ) تاسیس شد .

برگرفته از کتاب شناخت اهل حق ( عبد الله خدابنده )

ادامه دارد ...






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 16 مهر 1389 | توسط : عارف
نمایش نظرات 1 تا 30